اين عالم واقع تلقي كند و «خداوند» به عنوان «من‌ايده‌آل» يا به عنوان پدري كه روزي ميراث خود را به فرزند واگذار خواهد كرد تلقي مي‌كند. بسي محتمل است كه داستان بهشت به آن‌گونه كه در نزد اغلب دين‌داران مطرح است، مايه‌هايي از اين گونه تخيل خلاق دوران طفوليت را نيز در خود داشته باشد. 

با اين همه در متن ديني نشانه‌هايي ديده مي‌شود كه تلاش شده تا چگونگي عبور انسان را از اين تخيل طفوليت نشان دهد. اين نشانه‌ها را در داستان مسيح مي‌بينيم كه خود «كلمه» مي‌شود اما در اين روند، آن تخيل اقتدارگرا اندك اندك با واقعيت جهان هستي در مواجهه قرار مي‌گيرد و «كلمه=فرمان باش» ابتدا جاي خود را به «كلمه=بيان ايده» مي‌سپارد. به تعبير ديگر، «كلمه» همچون پنجره‌اي مي‌شود كه انديشه و خيال انتزاعي طفوليت را به سوي واقعيت هستي مي‌گشايد و اراده‌ي معطوف به تغيير را در آدمي بارور مي‌كند. اين شايد مرحله‌اي از مراحل رسيدن به بلوغ ديني نيز شمرده شود.

در اين مرحله، «خدا=پدر» ميراث خود را به «پسر» واگذار مي‌كند. و پسر نيز اين نكته را در مي‌يابد كه آن تخيل خلاق اما انتزاعي كه از «كلمه=فرمان باش» در تصور خويش داشت، اكنون در مواجهه‌ي با واقعيت هستي، آن اقتدار پيشين را ندارد و «پسر» جز با كشيدن صليب خود بر دوش خويش راه به جايي نخواهد برد.

علي طهماسبي

بيست و نهم فروردين 1388 تهران


[1] - از اعتقاد مؤمنين به واقع‌بودگي اين موضوعات در تاريخ گذشته به همانگونه كه ظاهر متن مقدس نشان مي‌دهد، تا رد و انكار از سوي برخي كساني كه ظاهرا با رويكرد علمي به متن نزديك شده‌اند و تا كند و كاو روانشناسانه كه در دوران معاصر از فرويد آغاز شد و در پژوهش‌هاي يونگ به گشودن پنجره هاي تازه منجر شده است 

 [2] - نگاه كنيد به «زمان بيكرانه و عهد عتيق» در فهرست تاملي در معنا شناسي متن مقدس