فساد نشانگر نجات یا غرق شدن ؟!

دریکی از شبهای محرم امسال (1388) بدرخواست دوستی گرامی وعزیز پای منبر سخنرانی نشستیم که وی قبلا" استاد دانشگاه بوده ، موضوع سخنرانی ایشان " تحلیل مردم کوفه در زمان قیام امام حسین (ع )" بود ولی موفق نشدیم که از اول سخنان و تحلیل وی را بشنویم اما در پایان سخنانش به ارایه ی آماری پرداختند که از فحشا ، جنایات اجتماعی ، تجاوزات روبه تزاید و…. بود وازاین بابت می نالید ومعترض به وضعیت موجود بود که چرا در کشور و حکومت اسلامی باید جامعه به این مرحله برسد که پرده ی قباحت اینگونه بی پروا پاره گردد و روز به روز بر کمیت و کیفت این موارد زشت افزوده شود .به دوستی که همراه من بود گفتم :" مواردی که استاد دانشگاه (سخنران ) بیان می کنند نشانگر این است که جامعه در حال پیشرفت و عوض شدن است " آن دوست نگاهی ملیح به من کرد همچون نگاه فقیهی در سفیهی ‍! این نگاه و لبخند باعث گردید که به نوشتن این نوشتار بپردازم .

اگر نگاهی به تاریخ جهان بیندازیم با دورانی در برخی از کشورها مواجه می شویم که به آن "دوره ی انتقال " می گویند معمولا" بین انتقال یک دوره ی فکری یا مادی به دوره ی دیگر ، فضای خالی ای است که به آن دوره انتقال می گویند .دراین دوره بحران های فکری واخلاقی وروحی فراوانی بوجود می آید .در این دوره سنن قبلی درهم فرو می ریزند وبنای اجتماعی فراوانی ویران می گردد .علایم این دوره ی انتقال عبارتند از

 1- انحطاط اخلاقی .   

2- تزلزل و آشفتگی در همه چیز .

3- تناقض میان پدران با فرزندان.

  4- تشکیل دوجبهه ی متخاصم متجدد و متقدم. 

5- جریحه دار شدن وجدانهای مذهبی .

6- برهم ریختن سنن و آداب و ادبیات و مذهب .

7- عصیان دربرابر هر اصلی ( چه در ادبیات ،چه در جامعه ، چه درسیاست و…).

8- توسعه ی دامنه جنایات ‍.

9- آشفتگی وجدان باطنی اجتماعی .

10- فریاد انحطاط و زوال معنویت و بی دینی و نا امیدی نسبت به آینده

11- مبالغه در نوگرایی و نوآوری.

در هر دوره که می خواهد به دوره ی دیگر منتقل شود این ها همگی وجود دارند .

مهمترین و اولین اصل ، آشفتگی وجدان است .قبل از اینکه دوره جدید برسد ، هنوز برای هیچ کس تصوری از آینده مطرح نیست . به این سؤال که " چه می خواهد " ؟ و"چه باید کرد " ؟ نمی توان پاسخی درست ارایه کرد ! چون جامعه به شکلی در آمده که خود به خود اصولش پوسیده شده ولی هنوز اصلی بوجود نیآمده است و این جاست که جنایت و آشفتگی بوجود می آید .آمار جامعه شناسان نشان میدهد که منحنی جنایات به سرعت روبه افزایش دارند ، کشتارهای احمقانه ، زدوخوردهای بی جهت وبیهوده ، تجاوز به زن و کودک ، تجاوزات مالی و ناموسی وبه هر حال آنچه که پرونده های دادگستری را قطور می کند از علایم دوره ی انتقال است .

جامعه درست مثل یک بچه است که تا سن 14-15 سالگی آرامش دارد ، بعداز شروع بلوغ یک مرتبه جوشش روحی بوجود می آید واین دوره ی بلوغ یک دوره ی انتقال است ، بعد به دوره ی کمال می رسد اگر افساری براین بلوغ نباشد ، به جنایت و ضعف و اختلال دچار می گرددد. این روح تاریخ است ، جامعه هم همین روح را دارد ، وقتی می خواهد به دوره ی جدید برسد ، حالت یک شورش و طغیان  را دارد ، پس حالت انتقال در یک فرد ، در فرهنگ و ادب و حتی یک خانواده هم هست و درایران الان دوره انتقال است .

خصوصیات دوره انتقال :

1-                 سست شدن و بریده شدن پیوندهای گوناگونی که جامعه را با گذشته وحال متصل می کرد .( پیوندهایی که مارا به گذشته پیوند می دادند عبارتند از : عادات ، رسوم ، ازدواج ، فرم زندگی ، زبان ، آداب و معاشرت و……که در دوران انتقال همگی آنها سست می شوند وبه آنها توجه چندانی نمی شود .)

 

2-                  بیگانه شدن روز افزون با خویش .( در این دوره با نسلی روبرو هستیم که اصلا"  نمی فهمد که خودش چه جور چیزی بوده و هست ).

 

3-                 پدیده خود بدی : خود بدی یعنی بد آمدن از هرچیز و هر چیز که مربوط به خودش است مانند قوم ، خویش، زبان ، مذهب وتاریخ و… به عبارت دیگر تنفر پیدا کردن از هر چه که به خودش منسوب است .مثلا" کسی که مذهبی است از همه چیزهایی که در مذهبش می بیند بد می گوید وهمه را خرافات می داند و با آن مبارزه می کند ولی همین فرد هنگامی که به غرب می رود و مراسم خرافاتی تر آنجا را مشاهده می کند از آنها خوشش می آید و به تعریف و تمجید آنها می پپردازد. آنجا از خرافات خوشش می آید چون متعلق به خودش نیست بلکه به دیگران تعلق دارد .

 

4-                 دیگر پرستی  یا غیر پرستی . خود بدی نتیجتا" به غیر پرستی منجر می شود و هرکس که از ما نیست ، اورا می ستاییم چون در دوره ی انتقال منطق ها ضعیف می شوند و برای انتخاب یا رد یک چیز یک ملاک بیشتر وجود ندارد و آن وابستگی به ماست .

 

5-                 شخصیت زدایی : که بدترین علایم دوره انتقال است زیرا ملتی که شخصیت زده شود .نه تنها قدرت تشخیص ندارد بلکه در مسایلی که هم قدرت تشخیص هم دارد ، جرات بیان آن را ندارد.

 

6-                 فریاد اعتراض عمومی از فساد های اخلاقی : از خصوصیات بارز دوره ی انتقال ، فریاد اعتراض از فسادهای اخلاقی است .شنیدن اینکه اخلاق ساقط شده ، جامعه روبه فساد عمومی می رود ، همه چیز منحط گشته ، همه چیز بهم ریخته ، همه چیز به پلیدی سوق دارد …. همه از نشانه های این دوره است ، ( هر جا فریاد فساد اخلاق است ، دوره ی انتقال نیست اما هر جا دوره انتقال است فریاد فساد اخلاق به گوش می رسد) .در دوره ی انتقال خود به خود کسانی فریاد اعتراض بلند می کنند که پاسداران سنت و تیپ قدیم می باشند در تمام دوره های تاریخی وقتی که به دوره ی انتقال می رسیم فریاد فساد عمومی را از تئاترها ، شعرها ، منبرها ، مساجد و….. می شنویم .این نشانه ی بارز انتقال تیپ قدیم به تیپ دیگری در آن زمان است و این فریادها از حلقوم هایی در می آیند که به تیپ خودشان وفا دارند و به آن تعصب می ورزند و وقتیکه می بیند تیپ دیگری جانشین  آنها می شود وهمه چیز عوض می شود این عوض شدن را نمی توانند تحمل کنند .چون آنچه را که دارند مقدس می شمارند و این عوض شدن را نوعی فساد تلقی می کنند .

همه متعصبین که می بینند تیپ جامعه در حال عوض شدن است فریاد اعتراض و فساد بلند می کنند ، حال این عوض شدن به صلاح باشدیا به چه فساد .

به این نکته اشاره شود که نباید گفت هر فریاد اعتراض در دوره ی انتقال نادرست و غلط است بلکه بستگی به این دارد که این دوره ی انتقال را یک دوره ی بحرانی یا تکاملی تلقی می کنیم .بدین خاطر است که این استاد دانشگاه صدای اعتراض بر علیه فساد بلند می کنند.

 

7-                 تصاعد جرم و جنایت :               

دراین دوران میزان جرم ها روبه افزایش است ( همه ی جرم های ضد قانونی و ضد اخلاقی ) این جرم ها عبارتند از :

الف – چاقو کشی

ب –شورش های کور : شورش های قبیله ای ، فرقه ای ، مذهبی ، نژادی ، زبانی و…..

ج – آشکار شدن مسلک ها و مذاهب انحرافی و بیجا .

به مذهب و مسلک و طرز فکر بیجا وانحرافی می گویند که جامعه بدان نیاز نداشته باشد هرچند که این طرز تفکرها منطقی و خوب باشند ولی بدرد جامعه نخورند مثلا" جامعه ای که در فقراقتصادی زندگی می کند ومسئله ی  مواد مخدر وفقر و بیکاری مطرح است بیجاست که به تغییر طرز لباس پوشیدن پداخت ویا به عرفان های پوچ و توخالی که صدتای آنها یک غاز ارزش ندارند و…. بپردازیم چه بسا که اینگونه مشغولیات و تغییرات بی فایده بوده و دردی را دوا نخواهند کرد {به این نکته اشاره شود که در فلسفه و علم است که هرحرفی را با ملاک حقیقت و باطل می سنجند ولی در جامعه و سیاست بر عکس این جغرافیای یک حرف است که باید ملاک قرار گیرد .گاه یک حرف باطل به نفع جامعه و گاه به ضرر جامعه است گاه یک خرافه در جغرافیای مناسب از یک حقیقت بیشتر اثر مثبت دارد .{

د – تصادم های بی منطقی مانند تصادم های قبیله ایی ، هیات سینه زنی ، ورزشکاران  و……

در این میان افرادی که احساس مسئولیت می کنند و احساس می کنند که جامعه شان به دوره ی انتقال رسیده است و مراحل فوق راسپری می کند ، نه تنها ناامید نمی شود بلکه بر خلاف آدم های عامی این علایم را مثبت و امیدوارکننده  تلقی می کنند و میداند که اینها همگی نشانه های زمان خاصی هستند ودراین دوره است که مسئولیت ها بیشتر و حادتر از گذشته می شود .در دوره ی  انتقال است که کسانی که احساس مسئولیت می کنند می توانند به مقدار خیلی زیاد دوره ی شورش های کور و مسلک های بیجا و انحرافی و… را کوتاه کنند و همه را به  مسلک ها بجا و شورش های بینا و آگاهی دهنده تبدیل کنند .

ملت ایران الان در این دوره است و باید پیش از اینکه دیگران برایمان برنامه ریزی کنند و نسل های آینده را آنطور که خود می خواهند بسازند ، خودمان دست بکار بشویم و به کمک زمان وخودمان و فرزندانمان و خانواده مان برنامه ریزی کنیم ، زیرا اگر پیش نرویم ، پس خواهیم ماند و نمی گذارند که آدم بمانیم ، باید حرکت کنیم که بعد از ما افراد دیگر راه را بهتر و قویتر و پخته تر از ما ادامه دهند. بقول یک شاعر که می گفت :" من تیرهایم را بسوی شوندگان و مخاطبانم رها می سازم ، شاید به دل هایی که درد مند هستند ، بخورد و فریادی برخیزد و الا در غیر این صورت فقط مقداری شعر گفته ایم و شب شعری گذاشته ‼‼"

  جلیل آخورده   19/10/88